سلاخی بیرحمانه داریوش فروهر و همسرش با 27 ضربه چاقو.. در 1 آذر 1377 مامورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی داریوش فروهر، رئیس حزب ملت ایران و همسر پیر و بیمارش، پروانه فروهر را با 27 ضربه کارد در خانه شخصی آنان در تهران، تکه تکه کردند.
« قتلهای زنجیرهای دگراندیشان »، به آن چهار قربانی محدود نبود، با آنان آغاز نشد، و با آنان نیز پایان نگرفته است.
"من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان.. مقام ولايت بوده و هستم، هيچگاه.. بدون دستورات مقامات عالي نظام کاري انجام ندادهام... من خود را گناهکار نميدانم. کساني که حذف شدهاند، مرتد، ناصبي و محارب بودهاند. حکم مجازات آنها مثل هميشه به ما تکليف شده است و ما آنچه کردهايم اجراي تکاليف شرعي بوده است نه قتل و جنايت...
" دستور قتل.. را به روال معمول هميشگي حجتالاسلام علي فلاحيان به من داد.. حاج آقا دري نجف آبادی نيز گفتند هرچه سريعتر اقدام شود بهتر است.. :" فلاحيان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما.. احکام حذف محاربان را شخصاً صادر نميکرد. او اين احکام را از آيتالله خوشوقت ، آيتالله مصباح، آيتالله خزعلي، آيتالله جنتي و.. از حجتالاسلام محسني اژهاي دريافت ميکرد و بدست ما ميداد. ما فقط به آقايان اخبار و اطلاعات ميرسانديم و بعد هم منتظر دستور ميمانديم "
(غلام حلقه به گوش - سعید امامی هیجده سال معاون امنیتی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی خودکشی شد!)
در جلسه ای که با حضور حاج آقا
دری و حاج آقا فلاحیان در دفتر آقای حجازی تشکیل شده
بود تمام موارد و حتی کشفیات از منزل را ذکر کردیم که
آقای حجازی عنوان کردند موید باشید و برای مابقی کار
آماده شوید ."
حجازی که نام کامل وی
"صادق میر
حجازی" است ،
مشاور و مغز امنیتی
دفتر رهبری و سید علی خامنه ای
است ، حجازی اکنون بیش از بیست و دو سال است که پا به
پای سید علی خامنه ای از ریاست جمهوری گرفته تا بیت
رهبری در تمامی امور امنیتی و اطلاعاتی نقش مغز متفکر
را برای او بازی می نماید
ناگفته هایی از قتلهای زنجیره ای به همراه عکس متن بازجویی سعید امامی ! (از وبلاگ امیر فرشاد ابراهیمی) سعید امامی به عنوان مثال وقتی که در صفحه 145 از جلد 16 به سئوال بازجو در باره نحوه قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری پاسخ می دهد و عنوان می نماید : " از روز قبل من تیم را آماده باش داده بودم و شب قبل هم شبیه سازی عملیات را انجام دادیم، کار در سه گروه انجام شد، گروه اول را خودم سرپرستی کردم و در خیابان ظهیر السلام مستقر شدیم و زاپاس بودیم تا مسئله ای خلاف برنامه ریزی اتفاق نیفتد، گروه دوم به سرپرستی مصطفی بود که با نیروهایش در اطراف خانه متمرکز شده بود و رفت و آمدها را زیر نظر داشته و گروه سوم را سید صادق سرپرستی می کردند که به داخل منزل رفته بودند ، قبلاما کروکی خانه را داشتیم و مشکلی نبود و تلفنی خود منزل را هم چک کرده بودیم و می دانستیم که فقط آن دو نفر در خانه هستند، کار حدود یک ساعتی طول کشیده بود، قرار بر نیم ساعت بود که من نگران شدم به سید صادق تماس گرفتم و علت را جویا شدم که اظهار داشت برای انتقال پروانه فروهر به بالا مقاومت می کرد، اما کار تمام شده و الان داریم خانه را جستجو می کنیم، بعد گذشت یک ساعت سید صادق تماس گرفت و گفت الان در راهیم و کار تمام شد. من باید به ستاد برمی گشتم چون معلوم بود تا ساعاتی دیگر حتما خبر از طریق ناجا به استعلام ما می رسید." آنچه که به عیان و آشکارا در این اعترافات دیده می شود این است که عملیات قتل فروهرها کاری سامان یافته و کاملا امنیتی بوده است سعید امامی صرفا ناظر است و مصطفی کاظمی (موسوی)( مدافع بی چون و چرای خاتمی) که در آنزمان معاون امنیتی وزارت اطلاعات بوده است به نگهبانی می پردازد و سید صادق که نام مستعار مهرداد عالیخانی است که در آنزمان معاون عملیاتی وزارت اطلاعات بوده است با جوخه اعدامش به داخل خانه می روند اما کسان بسیار دیگری بوده اند افرادی که تلفنها را چک می کردند و افرادی که کروکی و نقشه خانه را هم در اختیار داشتند و آنقدر اطلاعاتشان دقیق بوده که حتی خبر این را داشتند که دفتر تلفن دوران وزارت داریوش فروهر که اکنون حکم خاطره را برای او داشته و به هیچ وجه به کار روزمره اش نمی آمده در کجا قرار دارد؟!
ویدیو: سالگرد قتل پروانه و داريوش فروهر Video
عکس: پروانه و داریوش فروهر در آستانه سالگرد سلاخی شان، یادشان گرامی.
به مناسبت (اول آذر ماه) سالگرد سلاخی دو شهید راه ایران داریوش و پروانه فروهر... یکشنبه، یک آذر ١٣٧٧ ،ساعت ٥ بعدازظهر خبر کشته شدن داریوش و پروانه فروهر همچون بمبی در ایران به صدا درآمد. آن دو، با هم، در یک ساختمان و به شیوهای مشابه با ضربات چاقو به قتل رسیدند. و این درحالی بود که دهههایی پیشتر، “محمد مصدق” در توصیف آنها گفته بود:«آن دو در و تختهای هستند که خوب به هم جوش خوردهاند.» داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری شامگاه شنبه ٣٠ آبان ماه ١٣٧٧ درحالی توسط ماموران یک محفل اطلاعاتی در تهران به قتل رسیدند که حرکت اصلاحات در ایران در ابتدای راه خود بود. با مرگ سعید امامی، مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی به اتهام آمریت در این قتلها به چهاربار حبس ابد محکوم شدند. این درحالی بود که آنها در دادگاه خود بارها بر گرفتن دستور از دری نجف آبادی وزیر وقت اطلاعات پای فشردند. به عقیده بسیاری از تحلیلگران، حرکت اصلاحات در ایران با وقوع این قتلها وارد فصل تازهای شد که اصلاح طلبان را با دوگانگی انتخاب میان محافظه کاری و اصلاح طلبی روبرو میساخت. این دوگانگی اما همان سرنوشت متناقضی بود که هیچگاه این سیاستمداران را رها نساخت.
نامهای کسانی که در قتلهای زنجیره ای، کشته شدند.
مجموعه نامهای قربانیان قتلهای زنجیره ای، که از طریق جستجو در اینترنت، بدست آمده و بهیچ نحو مورد تایید کامل نویسنده وبلاگ نمی باشد. این کار صرفا برای اطلاع رسانی و در چارچوب نگاه نویسنده وبلاگ به امر سیاست است. هیچگونه جانبداری یا تشویق به امر خاصی در این مساله مدنظر نیست. هنوز هیچ منبع رسمی این اسامی را بجز چند تا تایید نکرده است.
كارتون: سالگرد قتلهای زنجیرهای- نيك آهنگ كوثر
-
فرزند پروانه و داريوش فروهر در گفتوگو با ايلنا، با بيان اينكه به من رسما ابلاغ شده است كه امسال برگزاري مراسم بزرگداشت داريوش و پروانه فروهر حتي در خانه آنان ...
عکس: افکار متوهم (اول آذر، سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر) داد خواهیم بیداد را....خون بیگناهان هیچوقت فراموش نمیشود.
بازخوانی تناقضهای پرونده قتلهای زنجیرهای (بخش نخست) در سالهای اخیر، فشار و سرکوب دانشجویان، کنشگران مدافع حقوق زنان، روزنامهنگاران و حامیان آزادی بیان و حقوق بشر از یکسو، و سیاستهای ماجراجویانهی خارجی و نگرانی از احتمال مداخلهی نظامی از سوی دیگر، میرود تا بر آن دوران و قربانیان قتلهای زنجیرهای سیاسی گرد فراموشی بپاشد. اما یک دهه پس از آن روزهای تلخ و هراسبار، جا دارد که بار دیگربه یاد آوریم که آن پروندهی ملی، همچنان مفتوح است؛ و یادآوری کنیم که ریشههای خشونت و سرکوب عریان دوران حاضر، در همان جنایتها خفته است؛ و «دادرسی»ای که هیچگاه جامهی عمل نپوشید. در این مقالهی کوتاه، مجال بررسی همهی ابعاد آن جنایتها و «پرونده»ی آن نیست. لذا در بخش اول این مقاله، تنها به گوشههای از برخی شواهد تاریخی اشاره میشود و این واقعیت که «قتلهای زنجیرهای دگراندیشان»، به آن چهار قربانی محدود نبود، با آنان آغاز نشد، و با آنان نیز پایان نگرفته است.
اصل نامه ای از پروانه فروهر به دکتر مصدق دست نوشته های آزادی خواهانه
9 سال گذشت! باورتان می شود؟ انگار همین دیروز بود ... در اوج بهار پراگ جمهوری اسلامی و آوازخوانی اصلاح طلبان ... در هنگامه اقتدار دوم خردادی ها ... که ناگهان خبر رسید: داریوش و پروانه فروهر به دست برخی از عوامل خودسر جمهوری اسلامی به قتل رسیده اند. خاتمی آنقدر صداقت داشت تا این واقعیت را بگوید که کار ما بوده است و نه منافقین و دشمن و آمریکا و ... امیدوارم ملت ایران هیچگاه یاد و نام این دو عزیز صلح طلب و مستقل را از یاد نبرد. پرستو جان تسلیت مرا پذیرا باش.
مصاحبه دویچه وله با پرستو فروهر دربارهی وضعیت پرونده قتلهای زنجیرهای اول آذر ماه (۲۲ نوامبر) مراسم یادبود پروانه و داریوش فروهر در خانه شخصی آنان در تهران، که محل قتلشان نیز بود، برگزار میشود. پروانه و داریوش فروهر نخستین قربانیان قتلهای سیاسی زنجیرهای در ایران بودند، قتلهایی که دستگاه قضایی ایران پرونده آن را بسته است، بیآنکه به دادخواهی خانوادههای قربانیان آن قتلها رسیدگی کرده باشد. مصاحبه کیواندخت قهاری با پرستو فروهر، فرزند فروهرها، در باره مراسم امسال و وضعیت پرونده قتلهای سیاسی.
گفتند: نمی خواهیم، نمی خواهیم که بمیریم! به یاد سالگرد قتل فجیع داریوش و پروانه فروهر// گفتند: " نمی خواهیم نمی خواهیم که بمیریم! // گفتند دشمنید! دشمنید! خلقان را دشمنید! // چه ساده چه به سادگی گفتند و ایشان را چه ساده چه به سادگی کشتند! // ...// و برگرده ی ایشان مردانی با تیغ ها برآهیخته. // و ایشان را تا در خود باز نگریستند جز باد هیچ به کف اندر نبود- جز باد و به جز خون خویشتن، چرا که نمی خواستند نمی خواستند نمی خواستند که بمیرند //شعری از احمد شاملو /نام شعر «زندگان» است، و در اصل برای اعدامی های دهه 40 سروده شده است//
