Hakim Abol-Ghasem Ferdowsi
Toosi 940-1020
World famous Persian (Iranian) poet
بسی رنج بردم در این سال سی عَجَم زنده کردم بدین پارسی
The Epic of Shahnameh Ferdowsi
حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی (حدود ۳۱۹ تا حدود ۳۹۷ هجری شمسی)، شاعر حماسهسرای ایرانی و نویسنده شاهنامهٔ فردوسی مشهورترین اثر حماسی فارسی است که طولانیترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بودهاست. فردوسی از بزرگترین شاعران فارسیگو شناخته شده است.
در مورد زندگی فردوسی افسانههای فراوانی وجود دارد. محبوب نبودن فردوسی در دستگاه قدرت در حکومت آنزمان، و محبوب بودن اشعارش در بین مردم عادی، زندگی او را مورد پرسشهای کنجکاوانهٔ مردم قرار داد، در قرنهای اول پس از پایان عمرش کمتر نوشته ای در مورد او وجود دارد و بیشتر داستانهایی ست که مردم نقل کرده اند.
پژوهشگران معتقدند، فردوسی متولد در روستای باژ در نزدیکی طوس در خراسان در حدود سال ۳۱۹ هجری شمسی است، پاژ در استان خراسان ایران در ۱۵ کیلومتری شمال مشهد قرار دارد.
شعری که محققان بیت آخرش را زمان به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی در سال ۳۷۵ شمسی میدانند- دلیل استنباط تولد فردوسی در سال ۳۱۹ میباشد.
بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت نوانتر شدم چون جوانی گذشت
فریدون بیداردل زنده شد زمین و زمان پیش او بنده شد
و چون در سال ۳۷۵ فردوسی پنجاه و هشت سال داشته محققین نتیجه گرفته اند که او در حدود سال ۳۱۹ متولد شدهاست.
کودکی و جوانی فردوسی در دوران سامانیان بوده پدرش دهقان و ایرانیتبار بوده (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۲) و زندگی نسبتاً مرفهی داشته و در نتیجه فردوسی تحصیلات مناسبی کردهاست. از شاهنامه میتوان فهمید که او غیر از زبان فارسی دری به زبانهای عربی و پهلوی نیز مسلط بوده و با فلسفهٔ یونان نیز آشنایی داشتهاست.ت
فردوسی در دوران جوانی سرودن بخشهایی از شاهنامه را بر اساس داستانهای اساطیری کهن که در ادبیات شفاهی مردم وجود داشت، شروع کرد. از جمله داستانهایی که در دوران جوانی وی حدس میزنند نوشته باشد، داستانهای بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش است.
فردوسی برای سرودن شاهنامه حدود پانزده سال کار کرد و آن را در سال ۳۷۲ شمسی پایان داد و از آنجا که به قول خودش هیچ دولتی را سزاوار هدیه کردن کتابش ندید («ندیدم کسی کش سزاوار بود»)، مدت ها شاهنامه را مخفی نگه داشت و در این مدت بخشهای دیگری نیز به مرور به شاهنامه افزود.
فردوسی که پس از حدود ده سال (حدود سال ۳۸۲ هجری شمسی در سن شصت و پنج سالگی) فقیر شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، تدوین جدید شاهنامه را شروع کرد که در سال ۳۸۸ هجری شمسی پایان یافت که بین پنجاه هزار و شصت هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت جلد برای سلطان محمود فرستاد. به گفتهٔ خود فردوسی، سلطان محمود به شاهنامه نگاه هم نکرد و پاداشی برای فردوسی نفرستاد. سپس فردوسی تا پایان عمرش، بخشهایی دیگر به شاهنامه اضافه کرد که بیشتر از ناامیدی و امید به بخشش بعضی از اطرافیان سلطان محمود نوشته است.
آخرین اشاره های فردوسی در مورد سن خودش یکی به حدود هفتاد و شش سالگی اش(«کنون سالم آمد به هفتاد و شش - غنوده همه چشم میشار فش») و یکی به هشتاد سالگی اوست («کنون عمر نزدیک هشتاد شد - امیدم به یک باره بر باد شد»).
پس از مرگ، اجازهٔ دفن فردوسی در گورستان مسلمانان را ندادند و در باغ خود وی یا دخترش در طوس دفن شد. پس از مرگ فردوسی مخالفت با شاهنامه به خاطر سیاستهای ضد ایرانی دربار بنی عباس و مدارس نظامیه آغاز و ادامه یافت، تا پس از حملهٔ مغول و انقراض عباسیان توجه به شاهنامه در محافل رسمی افزایش یافت.
به علت محبوبیت فردوسی، تحقیقات فراوانی دربارهٔ وی و شاهنامه منتشر شدهاست.
پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ علیه حکومت پادشاهی ایران، بعضی انقلابیون با فرض شاهدوست بودن فردوسی یا شاهان را ستودن، از او بد گفته یا از شاهنامه انتقاد کردهاند.